مژگان مدرس علوم

نرگس محمدی: بازداشت افراد خانواده، برای ما بزرگترها سخت و برای بچه ها فاجعه است در حالیکه بیش از هفتاد روز از بازداشت تقی رحمانی از فعالان ملی مذهبی و مشاور مهدی کروبی می گذرد اما وی همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد. بازجوها بارها قرار آزادی را برای او گذاشته اند اما برخلاف این قرار آزادی وی را در بند امنیتی رها کرده اند.

نرگس محمدی همسر وی در این خصوص می گوید: » تقی نسبت به عدم ابلاغ قرار بازداشت موقت و تمدید آن اعتراض دارد. وکیل ایشان آقای دکتر شریف هم هیچ اطلاعی از وضعیت پرونده موکلش ندارد و این در حالی است که بارها به دادسرای مستقر در اوین مراجعه کرده است. خود من پنج نامه به دادستان و یک نامه هم به ریاست قوه قضاییه نوشتم و این ابهامات و موارد غیرقانونی را ذکر کردم. اما تا به امروز هیچ پاسخی از این مراجع قانونی و قضایی نگرفته ام. همچنین تقی می گفت چهار اتهام را به او وارد کرده اند که اساسا آنها رد می کند و قبول ندارد و در ملاقات آخرش هم تاکید کرد که در چنین شرایطی حاضر به ادامه بازجویی نیست. چند بار هم تقاضای ملاقات با دادستان را کرده اما هنوز پاسخی به این درخواست داده نشده است.»
نرگس محمدی در یکی از نامه هایش به دادستان که تاکنون بی پاسخ مانده نوشته بود: «تصور این است که حاکمان بیش از سایرین به دنبال ترویج و اعمال قانون هستند چون حداقل حاکمان نیک آگاهند که بقای هر حکومتی به اقدام و دقت در درستی انجام قانون است و ما انتظاری جز عملکرد قانونی از سوی مسئولان نداریم. بی‌توجهی به قانون و اخلاق و منش انسانی توسط برخی مسئولان ظلمی آشکار در حق شهروندان است. به خصوص آنکه شهروندی ظالمانه و به دور از قانون به زندان افکنده شود و دست او و خانواده او از اعمال هر راهی برای احقاق حقوق کوتاه باشد.»
گقتنی است، تقی رحمانی که حدود یک سوم از عمر خود را در زندان گذرانده آخرین بار در تاریخ ۲۰ بهمن ۸۹ در منزلش بازداشت شد که در پی آن نرگس محمدی بنا به تشخیص پزشکان معالج و جهت کنترل آثار فشارعصبی مجددی که بر او وارد شده بود، بعد از چند روز در بیمارستان بستری شد. دیگر بازداشت های تقی رحمانی به سالهای ۶۰ به جرم عضویت در گروهی متاثر از اندیشه های علی شریعتی، بار دیگر در سال ۶۵ به جرم نوشتن در روزنامه ی زیرزمینی موحد برمی گردد و بعد ازآزادی بار دیگر در سال های ۷۹ و ۸۲ و در طی حوادث پس از انتخابات در سال ۸۸ بازداشت شده است.
متن کامل گفتگوی «جرس» با نرگس محمدی همسر تقی رحمانی در پی می آید:
خانم محمدی لطفا در خصوص آخرین وضعیت آقای رحمانی صحبت بفرمایید.


تقریبا هفتاد روز از بازداشت تقی می گذرد و ما در این مدت دوبار موفق به ملاقات با او شدیم. یکبار روز هیجدهم اسفند ماه و بار دیگر هیجدهم فروردین بوده است و هنوز ملاقات روتین زندان اوین را نداریم. تقی در هر دو ملاقات نسبت به عدم ابلاغ قرار بازداشت موقت و تمدید آن اعتراض داشت.
وکیل آقای رحمانی دسترسی به پرونده ایشان دارند؟
وکیل ایشان آقای دکتر شریف است که هیچ اطلاعی از وضعیت پرونده موکلش ندارد و این در حالی است که بارها به دادسرای مستقر در اوین مراجعه کرده است. خود من پنج نامه به دادستان و یک نامه هم به ریاست قوه قضاییه نوشتم و این ابهامات و موارد غیرقانونی را ذکر کردم.


آیا تاکنون پاسخی به نامه های شما داده شده است؟


نخیر، تا به امروز هیچ پاسخی از این مراجع قانونی و قضایی نگرفته ام.
وضعیت جسمانی ایشان چطور است؟
وضعیت جسمی تقی خوب است اما در ملاقاتی که با ایشان داشتم صورتش متورم و جوش های قرمز داشت که از او سوال کردم دارو چه مصرف می کنی که گفت من را هنوز به بهداری نبرده اند.
با توجه به تجربه زندان های طولانی مدت و استقامت آقای رحمانی در مقابل فشارهایی که در مدت زندان به ایشان وارد کردند، وضعیت روحی ایشان چطور است؟
از نظر روحی وضعیت بسیار خوبی دارد و در ملاقات ها آرامش و صبوری ایشان را دیدم و زندان را خانه دوم خودش می دانست. تقی پانزده سال زندان کشیده است و الان هم این فشارها چیز جدیدی برای او نیست ومتاسفانه همیشه اتهامش آزادی بیان و آزادی عقیده اش بوده است.
بازجوها بارها قرار آزادی را برای او گذاشته اند اما برخلاف این قرار آزادی تقی را در بند امنیتی رها می کنند و تا روز هیجدهم فروردین که ما با او ملاقات داشتیم، می گفت بازجوها حتی سراغش هم نرفته اند.
آقای رحمانی می گفت سفره هفت سین امسالش را با سین های: سلول، سیمانهای دیوار، سنگ های روی زمین، سرمای زندان، سرمای زمستان همراه بوده است در حالیکه وعده آزادی به او داده بودند. در هرحال به نظر من زمانیکه بحث از آزادی می شود به این معنا است که بازجویی های مقدماتی پایان گرفته است.
موارد اتهامی که به آقای رحمانی وارد کرده اند چه بوده است؟
تقی می گفت چهار اتهام را به او وارد کرده اند که اساسا آنها رد می کند و قبول ندارد و در ملاقات آخرش هم تاکید کرد که در چنین شرایطی حاضر به ادامه بازجویی نیست. چند بار هم تقاضای ملاقات با دادستان را کرده اما هنوز پاسخی به این درخواست داده نشده است.
در زمان بازداشت ایشان آیا حکمی به ایشان و شما ارائه شد؟
هیچ حکمی به ما ابلاغ نشد. بازداشت من در بیست خرداد و بازداشت آقای رحمانی بیست بهمن ماه بود و در هیچیک حکمی قانونی ارائه نشد و تفتیش منزل هم بدون ارائه حکم بود که این فاقد وجاهت قانونی است.
با توجه به رفتارها و برخوردهای غیرقانونی ماموران زمان بازداشت آقای رحمانی که در مقابل دیدگان فرزندان خردسالتان انجام شد لطفا کمی از شرایط روحی آنها برایمان بگویید؟
در حقیقت انجام این مصاحبه را به این علت پذیرفتم که بیشتر به مسئله اخلاقی این قضیه بپردازم. در زمان بازداشت من، کیانا و علی سه سال و نیم داشتند و زمان بازداشت همسرم هم بیست بهمن بود که هر دو بازداشت در هنگام شب و زمان خواب بچه هایم با هجوم نیروهای امنیتی اتفاق افتاد. بار اول من سالم بودم اما کیانا سخت بیمار بود و او را از بیمارستان آورده بودم اما بار دوم مادر هم بیمار بود. بردن پدر و مادر توسط مردان ناشناس و بهم ریخته شدن وسایل منزل و بردن وسائل… اینها صحنه های غیر قابل تحلیلی برای بچه های خردسال و کوچک من بود و اثرات جبران ناپذیری بر روی آنها گذاشته است. زمانیکه من را داشتند می بردند کیانا با اشک از آغوش من کشیده شد. زمانیکه تقی را می بردند صورت کوچک کیانا روی سنگ های راه پله با اشک، پدرش را بدرقه می کرد. واقعا گفتن اینها برای من مثل جان کندن است اما می خواهم این رنجی را که می کشیم مسئولین مطلع باشند.
علی و کیانا به ماموران التماس می کردند که پدرشان را نبرند و دست های کوچکشان را به سمت آنها می گرفتند که پدرمان را نبرید. زمانیکه مامورین خانه را تفتیش می کردند علی و کیانا نگران اسباب بازی هایشان بودند و یکی از کتاب های علی توی وسائل تقی بود که گذاشته بودند با خود ببرند که علی کتاب را برداشت و گفت این مال تقی نیست و این دو کودک مدام اضطراب داشتند که اسباب بازی هایشان را ببرند گاهی می آمدند بغل من می نشستند که حالم بسیار بد بود و گاهی سراغ تقی می رفتند. یکی از ماموران با تقی بدرفتاری می کرد و حرف های ناشایستی می گفت و تقی هم می گفت پیش زن و بچه با من اینگونه صحبت نکنید. علی هم که شاهد این برخوردها بود زیر لب می گفت از خانه ما بیرون برید و تقی را اذیت نکنید. به هر حال در این بازداشتهایی که در خانه و در حضور بچه های کوچک انجام می شود آسیب های جبران ناپذیری به بچه ها وارد می شود. روح و روان بچه ها قادر به تحلیل چنین وقایع خشنی نیست و نمی فهمند چرا پدر و مادر را از خانه بیرون می کشند و می برند اما آنها واقعیت ها را مشاهده می کنند. در حقیقت بی گناه ترین و معصوم ترین افراد خانواده فرزندان آن هستند و قربانیان اصلی این وقایع هستند. بازداشت و بردن افراد از خانه برای ما بزرگترها سخت است اما برای بچه ها فاجعه است. علی و کیانا بعد از بازداشت تقی تا ده روز هرشب در خواب گریه می کردند و از دزد و آقا بده می گفتند و من باید اینها را بیدار می کردم و آرامشان می کردم و هنوز هم اثرات این بازداشت ها روی بچه های من است و گاه رفتارهای عجیب و غریبی از آنها می بینم. با عکس تقی مدت ها صحبت می کنند و تمام صحبتشان آن لحظه هجوم مامورین به خانه و بردن تقی است.
به اعتقاد من این یک مسئله اخلاقی است این یک مسئله فراتر از سیاست است و فراتر از مجرم بودن من و تقی و سایر زندانیان سیاسی است. مسئله بچه ها است، بچه ها بسیار پر انرژی هستند و به اعتقاد من این انرژی ناشی از مثبت اندیشی آنهاست. آنها بد را نمی فهمند و به آن فکر نمی کنند و چقدر دردناک است که ما این لحظه های بد را به آنها تحمیل می کنیم. در همه ادیان به مهربانی و رعایت حقوق فرزندان تاکید شده است. زمانیکه مانع نزدیک شدن بچه ها به حضرت عیسی می شوند می فرماید که ملکوت آسمان از اینهاست مانع آنها نشوید و به آنها نزدیک می شود. بنابراین بهتر است این اتفاقات گفته شود تا بدانند بچه های ما چه می کشند تا شاید انشالله یک روزی در ایران، ما دیگر شاهد رنج عمیق بچه ها نباشیم.
واکنش ماموران نسبت به نگرانی و گریه بچه ها چه بود؟


تصور من این است که همه با هم، با هر عقیده و با هر مخالفتی باید در ایران زندگی کنیم. واقعیت این است که افرادی هم در این مجموعه بودند که نسبت به این مسائل حساس باشند.اما بعضی از آنها فقط کار خودشان را می کردند و وقتی علی جلو می رفت حتی به چهره این بچه ها نگاه نمی کردند و اعتنایی به نگرانی این بچه ها نمی کردند و با همان رفتار خشن به کارشان ادامه می دادند. اما دو نفر هم در میان آنها بود که رفتار نرم و معتدلتری داشتند و حتی یکی از آنها با علی هم کلام می شد و با او صحبت می کرد و به کارهای علی می خندید.
خانم محمدی دادگاه خود شما برگزار شد؟ نتیجه آن چه بود؟
بله دادگاه من یکم اسفند ماه سال گذشته برگزار شد و وکلای من دکتر شریف و خانم مظفریان هم حضور داشتند، دادگاه تمام شد و ختم دادرسی اعلام شد اما قاضی پیر عباسی بعد از اظهار وکیل من یک ایراد شکلی داشتند و آن این بود که آخرین دفاع من چون بیمار بودم و در شهرستان، آنجا اخذ نشده بود. بنابراین پرونده من را به دادسرای مستقر دراوین شعبه یک ارسال کردند تا آخرین دفاع را اخذ کنند و بعد از آن مجددا پرونده من را به دادگاه ارسال خواهند کرد تا حکم صادر شود.
یکی از وظایف کانون مدافعان حقوق بشر حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی است و شما هم اکنون عضو این کانون و همچنین یکی از اعضای خانواده بزرگ زندانیان سیاسی هستید حال با توجه به این فشارها و برخوردها غیرقانونی چه صحبت و توصیه ای با خانواده زندانیان سیاسی دارید؟
من خودم یک خانواده زندانی سیاسی هستم، یک روی سکه برای ما رنج است رنجی که از این دوران و شرایط به ما تحمیل می شود. عضوی از خانواده ما حالا بعنوان متهم یا هر چه که هست بازداشت می شود و مدت های طولانی در شرایط سختی نگهداری می شود و بخشی از آن شرایط سخت هم به ما خانواده ها از جمله زنان و مادران و فرزندان کوچک تحمیل می شود. در این سرزمین ما سالهاست این تجربه را داریم و اولین بارمان نیست و شاید آخرین بارمان هم نباشد اما روی دیگر همدلی ها و همدردی هایی است که ما خانواده ها با هم داریم و این بسیار ارزشمند است….

منبع : جرس